حق رو باید گرفت؟ یا حق بالاخره خودش به حق دار می رسه؟ نظر شما چیه؟
من راستش همیشه تصورم این بود که کسانی که جربزه ندارند حقشون رو بگیرند اون رو حواله می دهند به آینده و حساب و کتاب دنیا و این چیزها. ولی الان خودم شده ام یکی از همونا که به خیال خوشون ایمان داره که دنیا حساب و کتاب داره! حال خودم مونده ام که این از تجربه است یا از زبونی و بدبختی و دست و پا چلفتی بودنم. ولی آخه مگه زندگی میدون جنگه؟ حقت دست اون یکیه و داره می دوه و از تو دور می شه. می ری می گیریش و محکم تو بغلت مخفیش می کنی و شروع می کنی به دویدن؛ فقط کافیه تو خیابون های ناهموار زندگی یه جا پات گیر کنه و سکندری بخوری و باز حقت از کفت در بره و یکی دیگه برش داره و باز روز از نو و روزی از نو. جدی جدی این حق این قدر مهمه؟ گاهی اوقات اگه دوباره بدستش بیاره راحت تر از اینه که بری از چنگ یکی دیگه درش بیاری. نیست؟ اغلب مردم نظرشون این نیست. حاضرند به هر بدبختی تن بدهند نه فقط برای این که خودشون اون حق رو بدست بیارن بلکه بیشتر به خاطر این که اون طرف از حلقومش نره پایین و نذارن حقشون رو اون بخوره. من اما یک راه حل خوب به ذهنم رسیده. این بار که حقم رو به دست بیاره یه تف می ندازم روش که دیگه کسی نتونه بخوردش!ا



