خوبم. تو این اوضاع و احوال امسال دیفن ما شروع کرده به برگ دادن. یادتون که نرفته. همون که از گوشه ی خیابون نجاتش دادیم. تنها خبر جالبی که دارم همینه
خودم رو با دیدن سریال فرار از زندان سرگرم کرده ام. دیگه نه اخبار گوش می دم نه میام رو نت. فقط مشکلم اینه که به خاطر بچه ها باید این سریال رو با زیرنویس ببینم و ناخود آگاه توجه خودم هم به نوشته ها جلب می شه و سرگیجه می گیرم!ا عجب غلطی کردم از اول گفتم زیر نویس داره
بعد از دیدن سریال رستگاران از صدا و سیما دیگه توبه کردم و قرار نیست هیچ سریالی از تلویزیون تماشا کنم. جدی جدی خجالت نمی کشن؟ صدا و سیمایی ها رو نمی گم این ملت رو می گم که با این آب و تاب از این سریال ها تعریف می کنند! جومونگ رو هم تازه فهمیده ام که مرده نه زن!ا
بچه هامون هم خدا رو صد هزار مرتبه شکر آلوده ی صدا و سیما نیستند. فقط مشکلمون نداشتن اخباره. راسته می گن قرار شده مدارس از پونزده مهر شروع شه؟
تعصبی ندارم. ترجیح می دم اگه سریال خوبی از سیما پخش شد بعد سی دیش رو بخرم بچه ها ببینند تا این که اعصابشون با آگهی و سر وقت پخش نشدن برنامه و یا پخش نشدنش و انتظار کشیدنش خرد شه. قسمت های اول سریال رو یک ساعت مناسب پخش می کنند بعد نیم ساعت نیم ساعت عقب می ره تا می رسه به ساعت یازده. قبلش هم هر چرندیاتی که می خوان به خورد ملت می دهند. از پفک و برنج دانه بلند بگیر و برس به سخنرانی و افشاگری و روشنگری و حرف های خودمانی!ا