یادم می آد چند سال پیش همین روزها بود که یه هو لاله و لادن خدابیامرز هوس کردند از هم جدا شن و درست همین روزهای حساس بود که عمرشون رودادند به شما. روحشون شاد
یادم می آد که درست همین روزها بود که تو نت ماجرای نوشی و جوجه هاش به نقطه ی حساس رسیده بود و همه ی نت حرف از نوشی بود و بس و بعد از اون ماجرا دیگه نفهمیدیم این نوشی چی شد و کجا رفت. من البته همیشه تصورم این بود که این موضوع نوشی و دادگاهش و انعکاسش رو نت کمی تو اون دوران عجیب بود
از بقیه ی ماجراها بگذریم امسال رو چی می گی بی بی؟ نکنه تصورت اینه که اینا طوفان شن هم بلدند هوا کنند؟ گرد و غبار تو هوا رو که خودت با چشم دیدی. بوی خاک رو حس کردی بی بی. یعنی باز می گی کاسه ای زیر نیمکاسه است؟ یعنی اینا زیر پای باد نشسته اند و گفته اند بوز و طوفان به پا کن که بگیم خس و خاشاک رو هم تو آوردی؟! آخه بی بی این دیگه به عقل تو قد نمی ده. می ده؟ مگه این که آمریکایی ها با اینا دستشون تودست هم باشه و وقتی عراق رو تخلیه می کردند اونجا گرد و خاک کرده باشند! خدا می دونه



