من به نظرم بازی تموم شده. حالا شما بگو من دایی جان ناپلئون هستم. اشکالی نداره
امیدوارم که اوضاع اون جوری که مصلحت کشور وملت هست پیش بره. من خیلی نگرانم. اگه بازی باشه همه ضرر کرده اند. به ویژه دانشجویان. خیلی نگرانم
درسته که رای ندادم. ولی آدمم بالاخره احساس دارم . دلم می سوزه هم برا اونی که می زنه هم برا اونی که می خوره. حالا از هر طرف که باشه. خرم دیگه
در ضمن این چند روزه سعی کرده ام از شلوغی ها دوری کنم ولی بر عکس هر بار یک جایی کار داشته ام یا گیر افتاده ام که این برنامه ها تو مسیرم بوده و کلی پیاده راه رفته ام چون وسیله گیرم نیومده. من همین روزها می رم بهش می گم رای شما رو پس بده. خسته شدم از بس ترسیدم و پیاده راه رفتم. پاهام تاول زده. شما ها نمی ترسید؟ یادش به خیر. جوونی . ولی اعتراف کنم من جوون تر هم که بودم از این دل و جرات ها فکر نکنم داشتم



