اين روزها خيلي خدا رو بزرگ مي‌بينم. مي‌گويند هر چه انسان ضعيف تر و بي اراده تر باشد خدايش بزرگ تر است. توپ افتاده جلوي پام. دروازه ي حريف خاليه. من اما گل نمي‌زنم به حساب اين كه اهل انتقام گرفتن نيستم! به اين مي‌گن بي دست و پايي؟ حماقت؟ بي كفايتي؟ وقتي گل نمي‌زني و مي‌گي: حواله اش با خدا!خدا بزرگه! دنيا حساب و كتاب داره! اي بابا بي بي جون جدي جدي جو گير شدي و حس بي بي بودن بد جوري گرفتتت. اين خدا بزرگه گفتنت گاهي حالم رو به هم مي‌زنه. تو حس مبارزه رو از دست دادي. حتي تو مسابقات هم مي‌كشي كنار و برد و باخت رو انتقام جويي مي‌بيني؟ در واقع برا كم كاريت دليل مي‌آري. تو فرق مسابقه و جنگ رو هم نمي‌دوني بي بي؟ تو اين مورد خاص (كه شما ازش خبري نداريد) تو نبخشيدي بلكه حالش رو نداري كه حال طرف رو بگيري. حداقل اين توپ رو حروم نكن. بذار همين وسط باشه شايد يه زماني پشيمون شدي و تصميم گرفتي كار رو به جاي حواله كردن به خدا خودت سر و ساماني بدي

اعتراف: من در گذشته هميشه از ترس اين كه وسوسه شم و بعد هوس گل زدن تو دروازه ي خالي طرف به سرم بزنه زود توپ رو شوت مي‌كردم خارج از زمين كه جلو پام نباشه!ا