تا آخر الزمان يا آخر دنيا خيلي مونده؟ چند سال؟ من خسته ام. خسته ام. راه به جايي ندارم. مخم هنگ كرده. ديگه نمي‌كشم. هيچ اميدي به بهتر شدن آينده ندارم. اين برا يه مادر كه بايد تمام وجودش اميد باشه مي‌دونيد يعني چي؟
هر روز كه بچه ها بزرگتر مي‌شن غم عالم دلم رو مي‌گيره ونگرانيم بيشتر مي‌شه. از طرف ديگه مهاجرت باعث شده همون چند نفري هم كه مي‌شناختيم برن دنبال كارشون. اگه بودند هم اتفاقي نمي‌افتاد ولي اين كه فكر كني چند تا هم درد داري شايد يك كمي دلگرمي به آدم مي‌داد. فقط يه معجزه مي‌تونه وضع رو بهتر كنه. يه معجزه. ببينم تو به معجزه اعتقاد داري؟ من در اين لحظه به هيچ اعتقاد ندارم. به هيچي. نه! دارم يه ذره مي‌ترسم از خشمش. هنوز اون قدر بي اعتقاد نشدم انگار. كاش مامانم زنده بود. كاش پيرزنم زنده بود. كاش يك كسي بود كمي باهاش حرف مي‌زدم. يك كسي كه من رو مي‌شناخت و همه شرايطم رو مي‌دونست و فقط گوش مي‌داد. فقط گوش مي‌داد و يه چاي برام مي‌آورد. همين
مي‌دوني؟ اگه به تو خوش مي‌گذره من رو ببخش. ولي من آرزوم در اين لحظه اينه كه دنيا تموم شه. از روزمرگي به مرگ افتاده ام؟ تكرار تكرار. اون غير تكراري هاش هم ديگه تكراري شده!
كه چي؟ حالا فرض كن دختره رفت و به عنوان مثال برق شريف قبول شد؛ به چه دردي مي‌خوره؟ به كجا مي‌ره؟ چه لذتي مي‌بره؟ چه زندگي اي مي‌كنه؟ من بهش گفتم اگه دوست داري برو هنر رو ادامه بده. تصميم داره رياضي بخونه. فكر مي‌كنه نون تو مهندسيه. مي‌دونم اشتباه فكر مي‌كنه. ولي وقتي مي‌بينم ملت به زور بچه هاشون رو به رشته ي رياضي سوق مي‌دهند دلم مي‌سوزه كه به زور برش گردونم. اگه امسال امكانش فراهم شه تصميم دارم بذارمش كلاس طراحي كه خيلي هم علاقه داره. موسيقي رو كه به كل كنار گذاشته اند. يه سه تار رو مي‌شه گذاشت گوشه ي كمد. ولي يه پيانو كه با كلي بدبختي و زجر و ستم كشيدن خريداري شده كجا مي‌خواي ببري بي بي؟ اميدوار بودم دخترك رو بذارم از امسال تابستون دوباره شروع كنه. ولي مي‌خوام زماني شروع كنه كه بدونم به مشكل مالي بر نمي‌خوريم و مي‌تونه مستمر ادامه بده. الان نمي‌شه. پس كي‌ مي‌شه؟ زماني كه معجزه رخ بده
ما امروز زيلو برداشتيم رفتيم پارك شاممون رو خورديم. خيلي هم خوب بود. جاتون سبز بود. رو زيلو كه نشسته بوديم ملت رو ديدم كه چه قدر شادند. فهميدم شادي تو قلب كوچيك ايناست. با يه تيكه پارچه و يه مشت تخمه شاد بودند. زنا دور هم حرف مي‌زدند. جوونا بدمينتون بازي مي‌كردند. بچه ها هم توپ بازي. خوش بودند. خوشم اومد. من چرا به اين طبقه تعلق ندارم؟ هان؟ چرا؟
شتر مرغم