نگفتم برامون مي رسه؟ اين هم جديد ترينش كه ديروز دخترك مريض شد. من و دختره برا ديدن اون مدرسه ي كذايي از قبل وقت مصاحبه داشتيم. بگذريم از اين كه رفتيم و خوشبختانه زياد جالب نبود. كادرآموزشي عالي ولي مديريت و ساير عواملش جالب نبودند. كلاس هاي كم جمعيت. به نظر مي‌رسيد از هر طيفي شاگرد گرفته اند و تست و گزينش علمي اي مطرح نبوده. همين زمان دخترك تو خونه حالش بد شده بوده استفراغ مي‌كنه (چيه؟ نمي‌تونم بگم كه تهوع مي‌كنه! از بالاآورده بود هم بدم مي‌اد بگم!) و ما (من و دختره) كه به خونه رسيديم هنوز حالت تهوع شديد داشت. استراحت كرد ولي خوب نشد. عصر با ه.ع برديمش دكتر ِ خودش ما رو ترسوند و اين بار برا آزمايش و … برديمش بيمارستان توس. وقتي ياد اورژانس بيمارستان فيروزگر كه رفتيم مي‌افتادم و مريض هاي چاقو خورده و … اي كه مي‌آوردند و بيمارستان تميز و پرسنل پرحوصله و اورژانس خلوت اين بيمارستان رو ديدم گفتم جدي جدي كه تفاوت از زمين تا آسمونه. بيمارستان مهر هم رفتيم قديما. ولي خيلي بد بود. خيلي. پرستارهاش كه انگار با مريضا خصومت دارن. به هر حال توس كه خيلي خوب بود. پرسنلش هم پر حوصله بودند. در ضمن خلوتيش من رو به فكر واداشت كه:
مگه پولدارها مريض نمي‌شن؟
پاسخ : چرا مي‌شن ولي
1- حوادثي ها رو آمبولانس اورژانس مي‌بره بيمارستان دولتي و خصوصي نمي‌بره. اگه بخواي بايد خودت شخصا آمبولانس بگيري ببري يا خودت با مسئوليت خودت ببري بيمارستان خصوصي البته من قديما پرسيدم اين رو گفتند و مادر خودم كه سكته كرد هم اورژانسيه كه اومد همين رو گفت.
2-چاقو خورده ها و جراحت هاي جرمي و تصادفي و … رو مامور كلانتري مي‌بره دولتي.
3-مريض هاي بي پول اون قدر دكتر نمي‌رن كه كارشون به اورژانس بكشه و وقتي مريض شن مجبورن برن دولتي. مثلن من خودم زني رو ديدم اون شب كه زير سرم بود و گفت عفونت رحم داشته و كارش به اينجا رسيده بود از شدت درد. در حالي كه اگه تحت نظر دكتر بود كه اينجوري نمي‌شد. پولدار ها تحت نظر و چكاپ هستند. برا همينه كه خصوصي خلوته .
ديگه از اين ببعد سعيم بر اينه كه پول نقد به اندازه ي مراجعه به اورژانس اين بيمارستان رو تو خونه داشته باشم كه اگه مشكلي خداي نكرده برا بچه پيش اومد در حد وصل سرم و آزمايش و اينا نبرمش اون اورژانس. دخترك خوبه. مسموميت غذايي بود. احتمالاً يه چيزي خورديم بهش نساخته. دكترش خيلي من رو ترسوند چون گفت مشكوكه چش باشه. تو اورژانس همه شون به من مي‌گفتند خانم اين كه چيزيش نيست چرا اين قدر نگراني؟ وقتي اسم دكترش رو بردم بهياره گفت: من اصلن كار ايشون رو قبول ندارم. بابا اين ديگه خيلي سختگيره و الكي همه چيز رو بزرگ مي‌كنه. ولي ما مونديم و مو به مو كارها و آزمايش هايي كه دكترش گفت رو پي گير بوديم. الان خوبه و سر جاي من . خوابيده. تو آزمايشش كشت هم بود كه جوابش يكشنبه حاضر مي‌شه. بقيه رو گرفتيم خوب بود ومشكل فقط مسموميتي بود و بس
دختره خيلي دلخوره. اين روزها دخترك زياد وقت من رو مي‌گيره. هم درسهاش (كه امسال به بركت اين آموزگار برا اولين بار تو زندگي بچه هام اين قدر وقت گذاشتم برا درس بچه و پرسيدن و … در ضمن رفته ام از اين حل المسائل ها كه جواب داده برا كل دروس خريده ام كه بلد باشم جواب درست كدومه و وقتم كمتر گرفته شه چون برخلاف زمان ما اينا چيزي تو كتابشون نوشته شده نيست و اغلب بايد توسط آموزگار و در كلاس حل شه يا تحقيق شه و …) آره خلاصه . وقت من رو زياد مي‌گيره. هم درسهاش . هم مريض شدناش. دختره حسادت مي‌كنه. مي‌فهمم.فاصله مون زياد و زياد تر مي‌شه تو گردبادهاي حوادث. حاضر نيست دست من رو بگيره وقتي مي‌بينه اون يكي دستم تو دست يكي ديگه است. اين دختره همه رو مي‌خواد. همه يا هيچ. اين خيلي ايده ال طلبه. داره به هر دري مي‌زنه كه از اون مدرسه بياد بيرون. نورچشمي بازي اونجا حالش رو بد جوري گرفته. يكي از بچه ها امروز سر امتحان رياضي ورقه اش رو داده بوده و رفته بوده بيرون بعد گريه كنون همراه يكي از مسئولين مدرسه برگشته تو جلسه و ورقه ش رو به دستور اون مسئول بهش داده اند و نشسته و نوشته! دختره رو هم مي‌خواستند از جلسه بيرون كنن و گفته اند وقت تمومه كه برگشته گفته من نمي‌رم بيرون چرا اين برگشته مي‌نويسه وقت فقط برا من تموم شده؟ من هم مي‌خوام بمونم. به زور نشسته ولي فكر نكنم اون قدر كه اين از حركت مدرسه و بي حساب و كتابيش ناراحت شده بود تونسته باشه تو اون وقت اضافي فرجي به ورقه برسونه. نمره ش اوني كه مي‌خواست نمي‌شه. خيلي عصباني بود امروز. با صد من عسل هم نمي‌شه خوردش. من اما خوشبينانه مي‌انديشم كه حتما اون مسئول دليلي داشته. شايد بچه مريض بوده. شايد يه باباي سختگير داشته كه اگه نمره نياره مجبور مي‌شه ترك تحصيل كنه. شايد موضوع مرگ و زندگي يا به قولي قبولي و تجديدي بوده. ولي اين دختره بر خلاف من يه عينك دودي زده به چشمش و اين مدرسه رو از تو شيشه عينكه مي‌بينه و ساير مدارس رو از اون بغل كه شيشه نداره!
امروز سوال هاي امتحان رياضي سراسري بود و از آموزش پرورش اومده بود و بين تمام مدارس مشترك بود. تو بعضي مدارس كه خبر دارم دبير ها قشنگ سر جلسه مي‌رن و جواب رو به بچه ها مي‌رسونن. امان از اين روزگار ِ كج مدار و محمود دوست!ا
سوبسيد پودر شوينده رو قراره بردارن. ملت ريخته اند پودر غارت مي‌كنن. دو روزه هر كي رو مي‌بينم پودر دستشه! اگه تو هم غارتگري بجنب