من خودم با عوض كردن مدرسه ي دختره موافق نيستم. خودم با اين كه بچه فقط تو خط درس باشه موافق نيستم. خودم با اين كه بخواد همه فكر و ذكرش درس و مدرسه باشه موافق نيستم. ولي چه كنم؟ خودش اين طور ميخواد. زيادي داره ميره تو خط درس و نمره و اينا. من هم صادقانه شروع به تحقيق كردم با اين فرض كه از نظر مالي مشكلي نباشه و بخواهيم مدرسه رو عوض كنيم. وقتي به چشم خريدار رفتيم و تحقيق كرديم ؛ ديديم به نظر ميرسه همين جا بمونه و يه كلاس تقويتي در كنارش بره خيلي بهتر باشه. بايد حساسيت هاش رو كم كنه و بتونه خودش رو با شرايط وفق بده. ميدوني؟ حالش از بعضي خونواده ها به هم ميخوره. دوست نداره اين مسائل رو بشنوه و يا ببينه. بابايي كه اجازه نداده دخترش بره امتحان آخر ترم بده. يا دختري كه ازدوست دختر باباش تعريف ميكنه. تو مدارس ديگه اگه اين خبرها باشه هم بچه ها اون قدر متظاهر و پز بده هستند كه ظاهر رو حفظ ميكنند و نميآن درد دل كنن. باور كنيد اگه دختره از امتحان محروم هم شده باشه ميره ميگه با بابام رفته بوديم دبي نرسيدم بيام امتحان بدم! كه البته به نظر من اين كه ميان ميگن و جو اين قدر صميمانه است از محاسن بزرگ اين مدرسه است. ما تو مدرسه ي غير انتفاعي شاهد بوديم دختري كه زنگ ورزش رگ دستش رو به خاطر دوست پسرش زد و صداش رو در نياوردند. حتي بچه هاي اون كلاسي هم خبر دار نشدند. هر جا پاي تجارت و منافع بياد وسط صداقت ميره كنار. اين كه ديگه مشخصه. همه ش نمايش و ادا و اوداست. يا دبيرستان دخترانه اي كه دبيرهاش همه مرد هستند و به آموزش پرورش رشوه ميده و همه ميدونن ولي صداش رو در نميآرن. بازرس ميره سبيلش رو چرب ميكنن و بر ميگرده. آيا جدي جدي تو اين مكان درس خوندن ارزش داره؟ درس به چه قيمتي؟ من كه شخصاً حالم به هم ميخوره از اين هم دوز و كلك و تظاهر گرچه حرف آخر رو تو اين اجتماع همون ميزنه. خودش به شدت جوگير پزهاي هم سن و سالهاشه. ما صداش رو در نميآريم و گفتيم بره تحقيق كنه امسال هم نشه سال ديگه مدرسه رو عوض كنيم. مشغول بررسي هست. ولي من و پدرش ترجيح ميديم كه اين مدرسه بمونه و خدائيش از مدرسه راضي هستيم. همه جا يه مشكلاتي هست. اين مدرسه مشكلش بچه هاش هست. نظارت و مديريت مدرسه حرف نداره با وجود اين جمعيت زيادي كه توش هست. حالا ببينيم چي ميشه و تصميم خودش چيه. دوست ندارم آتو بدم دستش كه هر چي شد بگه اگه مدرسه ام اين نبود اگه شرايط اين نبود… بردمش بازار و گفتم هر كدوم رو كه ميدوني بخر . حالا خودش داره فكر ميكنه. ثامن رو هنوز نرفتيم ببينيم. تو همايشش كه ه.ع رفته بود مي گفت خوبه و بدش نيومده بود. البته خود نكويي حرف زده. اين نكويي كه من قديما تو تلويزيون ديدم … امان از اون زبونش! فكر كنم موش رو هم بتونه جاي قناري بفروشه!ا
The URI to TrackBack this entry
Responses to “مدرسه” »
No responses yet.
نظر شما [Javascript Required.]
Line and paragraph breaks automatic, e-mail address never displayed, HTML allowed: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <code> <em> <i> <strike> <strong> , 'Smart' Smileys.



