داري شنا ميكني. نه شنا بلد نيستي. داري دست و پا مي زني و به زور خودت رو نزديك دست آويزي ميرسوني . دستت رو دراز ميكني. با زور و سختي دست و پا ميزني. بهش نزديك ميشي. چيزي نمونده بگيريش. آب ميخوره به سر و صورتت. تلاشت رو ميكني كه نري زير آب. جريان آب شديده ولي تو تونستي يه جورايي از جريان استفاده كني و خودت رو به اون دست آويز نزديك كني تا بتوني خودت رو بكشي بيرون و بري رو تخته سنگي كه اون وسط هست كمي استراحت كني ببيني چه خاكي بايد تو سرت بريزي! به دست آويز نزديك ميشي. دستت رو ميكشي… با سر انگشتانت لمسش ميكني. چه حس خوبي بهت ميده. يه تلاش ديگه كافيه… آها. خوبه. برو برو تو ميتوني… آب ميخوره به سر و صورتت. آبش يه بويي ميده. بوي ماهي ميده. برو جلو. سعي كن. خودت رو بنداز به سمتش. يه جريان آب جديد و شديد لز راه ميرسه و تو رو دور ميكنه. نه ديگه هرگز بهش نميرسي. با جريان آب از دست آويز رد ميشي و دور ميشي. جريان آب داره تند و تندتر ميشه. تو اين فكري كه اين جريان با اين شدت و اين سرعت به احتمال زياد به يه آبشار ميرسه. هي! بي بي. خودت رو برا سقوط آماده كن. اگه زنده بموني اونورش ديگه خوبه. سرعت آب كمه و ميتوني خودت رو به ساحل برسوني.
آره قربونش. اگه ميترسي چشمات رو ببند



