امروز دختركمون از يك بلاي بسيار بزرگ جان سالم به در برد. قضيه از اين قرار است كه پاش گير كرده و به شدت هر چه تمامتر رفته تو شيشه . اين شيشه از اون شيشه هاي مشجر بسيار ضخيم هست. شيشه كامل شكسته و تكه تكه شده ولي دخترك با يك جراحت قابل تحمل سالم موند. امروز تا ديروقت تو اورژانس بيمارستان بوديم. نه. چيز مهمي نيست. يك بريدگي كوچك
من نميدونم دعاي خير چه كسي همراهمون بود. ولي مطمئنم كه يه دعايي همراهمون بود. اعتقاد دارم اون نيكي اي كه روزي در دجله انداخته بودم در بيابان باز گرفتم . حالا كي و كجا؟ خدا ميدونه
يه روزي … يه جايي… يه نفري… بي بي يا ه.ع رو دعا كرده بود. من مطمئنم. ممنونم ازت يه نفر. ميدوني؟ دعاي خير همراه آدم ميآد و به موقع اثر ميكنه. ما نميفهميم كي راه افتاده و از كجا همراهمون بوده. ولي اثر ميكنه
تا بعد





