اين روزها فرصت خوبي كردن. بخشيدن. فرصت دوباره جوانه زدن پيدا كرده ام. اون حس خوب و مثبت داره تو دلم جوانه مي‌زنه. درست انگار خدا نوشته ي قبليم رو خونده باشه و يه شلنگ آب گرفته باشه رو دلم! دارم فرصت پيدا مي‌كنم كه سياهي هاش رو بزدايم
مهرباني يعني همين. يعني وقتي كار خوبي مي‌كني؛ وقتي محبتي مي‌كني چشمداشتي نداشته باشه. تازه از اون شخص ممنون هم باشي كه اين فرصت رو بهت داده كه بتوني با مهربونيت به اين حس خوب برسي. مهرباني يعني بخشش بدون چشمداشت
آي خانمه! ممنونم كه امروز سفره ي دلت رو برام باز كردي. ممنونم كه گفتي اين دختر بچه ت نيست بلكه خواهر زاده ته كه پدر و مادرش رو از دست داده و شما سرپرستيش رو به عهده داري. مي‌دوني؟ تو هرگز نمي‌دوني كه من با اين نام مستعار تو اين دنياي مجازي دارم وبلاگ مي‌نويسم. ولي دوست دارم از ته دل اينجا كه محاله بخونيش و بفهمي فرياد بزنم و بگم كه چه قدر به آشنايي با تو عزيز افتخار مي‌كنم. چه قدر خوشحالم كه مي‌بينم توعزيز زندگيت را وقف خواهرزاده ات كرده اي تو دنيايي كه خيلي ها مسئوليت فرزند خودشون رو هم حاضر نيستند به عهده بگيرند. خدا پشت و پناهت باشه
آي بابا الكي ممنونم كه برا تلفنت پيامگير با صداي خودت گذاشتي. امروز وقتي برات رو پيامگيرت پيام گذاشتم خيلي حس خوبي بهم دست داد. در عين حال كه صدات رو شنيدم نمي‌تونستي حرفم رو قطع كني و اعصابم رو به هم بريزي. تونستم محبتم رو؛ انرژي مثبتم رو رو بدون اين كه خرابش كني رو پيامگيرت بگم. از اين حس خوبي كه بهم دست داد ازت ممنونم. طلبي ازت ندارم ديگه
آي ه.ع جونم! ممنونم از اين هندونه ي غول پيكري كه خريده بودي. من هميشه حسرت اين هندونه هاي بزرگ تو دلم بود و چون خونواده مون كم جمعيت بود و خورده نمي‌شد و يخچال جا نداشت هميشه از اون كوچولو گردا مي‌گرفتيم. ولي من عاشق اين هندونه بزرگام. ممنونم . حس عيالواري بهم دست داد
آي بچه ها! خيلي گليد. خيلي دوستتون دارم. خيلي. حتي وقتي با من برخورد نامناسب و طلبكارانه داريد حس خوبي بهم دست مي‌ده. آره. مي‌تونم تو ذهنم مظلوم نمايي كنم و ناز خودم رو بخرم! مي‌دونيد اغلب ما اين حس رو داريم؟ يعني از اين كه بهمون ظلم شه خوشمون مي‌آد اون ته ته هاي دلمون؟ چون مي‌تونيم مظلوم نمايي كنيم
===
هي! ممنونم رضا جون كه شب يلدا رو بهم تبريك گفته بودي. وقتي وبلاگ رو باز كردم و پيامت رو ديدم حس خوبي بهم دست داد. ديدم به يادمون بودي. اميدوارم هميشه راه جلوي پات روشن بشه تا بتوني اوني كه درسته تشخيص بدي. اين رو در پاسخ به اون پرسش بار قبلت نوشته ام.
===
يكي از دوستان نظر من رو در باره ي عشق در يك نگاه پرسيده بود
من به عشق در يك نگاه به هيچ وجه اعتقاد ندارم. كشش اوليه فقط براي اينه كه بري بررسي كني ببيني اون شخص هموني هست كه تصور مي‌كني يا نه. درست همونطور كه با پسنديدن مدل يك كفش نمي‌ري كفش رو بخري. اول مي‌ري تو قيمتش رو مي‌پرسي بعد مي‌پوشي و اگه راحت بود و رو پات مي‌نشست و بهت مي‌اومد مي‌خري. درسته؟ تازه اون كه خريدن كفشه