درس داره. درس داره. درس داره. ضعيف شده. داره غش مي‌كنه. عصر كه مي‌آد مي‌بينم حتي گاهي نرسيده تو مدرسه لقمه ش رو بخوره. امروز عصر كه رسيد غذاش رو خورد رفت يه دوش گرفت لباس كه پوشيد ديدم كيفش رو كولشه. گفتم كجا مي‌ري؟ گفت دارم مي‌رم پايين درس بخونم. ديگه نديده امش اين فينگيلي هم كه هي درس داره وتحقيق داره و انشا داره و مشغوله. بابا ما بچه كه بوديم اين همه درس نمي‌خونديم. هر روز هم همسايه و عمه وخاله خانم خونه مون بود و مي‌نشستيم حرفهاشون رو گوش مي‌داديم. اينا چه قدر درس دارن! اهه
امروز بلوز دختره رو تموم كردم. اولين بلوز يقه اسكي هست كه بافته ام. آفرين به خودم
دختره براش هنوز مبحث اتحاد ها جا نيفتاده دبيرشون مبحث تجزيه رو هم درس داده. اغلب بچه ها تابستون خونده اند يا كلاس رفته اند اونا هم كه نخونده اند جزو بيخيال هاي روزگارند!. اين دختره هر چي تابستون بهش گفتم لجبازي كرد و گفت : بذار راحت باشم. به كارم كار نداشته باش و مي‌دونم و چند بار مي‌گي و از اين حرف ها. من هم گير ندادم. الان عين دو حرفي تو گل مونده. نمي‌رسه چون با كساني همكلاسيه كه زودتر از او راه افتاده اند.يعني از تابستون. بنا بر اين دختره بايد خيلي خيلي تند بدوه. دلم براش كبابه. ولي كاري نمي‌تونم بكنم. بهش گفتم اگه خواستي رياضي رو قبول. بيا باهات كار كنم. مبحث اتحادها رو يادمه. ولي فرصتي نداره كه بخواد كار كنه. نمي‌دونم چيكار كنم. دلم براش مي‌سوزه. از طرفي هر چي بگم مي‌شه نمك به زخم پاشيدن. خودش فهميده كه روزهاي طلايي تابستون رو مي‌شد با روزي نيم ساعت وقت گذاشتن سرمايه گذاري كرد برا امروز. الان مي‌فهمه. به چشمانم كه نگاه مي‌كنه و مي‌گه نمي‌رسم تو نگاهش بغض رو كه مي‌بينم جيگرم كباب مي‌شه ولي هر حرفي بزنم سركوفت محسوب مي‌شه. لالموني مي‌گيرم. ولي مي‌چزم. دلم مي‌سوزه براش ولي متاسفانه هم من و هم او مي‌دونيم كه رياضي وقت و تمرين حل كردن مي‌خواد. مثل خط مي‌مونه. اين كه بهت آموزش بدهند كه ي رو اينجوري بنويس كافي نيست. بايد بنويسي و تو كلمات مختلف خودت بنويسي تا برات جا بيفته و خوش خط شي. اين زمان لازم داره. زمان.