حالم خرابه. فكر كنم از آلودگي هواست. خيلي حالم بده. خيلي
چشمام هم مي‌سوزه. دو و سه رو ديگه به زور با هم فرق مي‌دم اگه فوننش ريز باشه
===

بد جوري دلم شكسته. اه. لعنت به اين شانس من
===
مي‌شه بگي با يه مدادي كه هميشه يا نوكش مي‌شكنه يا زبره يا بد مي‌نويسه چه جوري مي‌شه به نوشتن علاقمند شد و ديكته ي خوش خط و درست نوشت؟ توكه خودت روان نويس تو دستته. آره با تو هستم. شيطونه مي‌گه…
ديگه شورش رو در آورده اي. حالم به هم مي‌خوره از اين زندگي. به خدا من گناه دارم. دلم برا خودم مي‌سوزه. جيگرم برا خودم كباب مي‌شه. بد جوري دلم رو شكستي. بد جوري. گر تو بهتر مي‌زني بستان بزن. البته با اين سازي كه به من داده اي!ا
===
چيزي نفهميدي؟ مهم نيست. اوني كه بايد بفهمه هم مطمئن باش اگه بخونه مي‌گه نفهميدم منظورت چي بود
هي! اين علي چپ هم شهيد شده؟ پس چرا نصف بيشتر كوچه هاي شهر اسمشون كوچه ي علي چپ هست؟ چه قدر در دسترسه همه جا. همه خودشون رو مي‌زنن به كوچه ي علي چپ اي بابا. عجب دوره زمونه ايه. حالا همه يه طرف. تو ديگه چرا؟ هان؟