دخترك صبح ها به سختي از خواب بيدار ميشه. فرقي نداره چه ساعتي خوابيده باشه. حتي اگه شب ساعت هفت و هشت هم بخوابه باز هم صبح بيدار شدنش اغلب با سختي هست البته گاهي هم پيش مياد ساعت پنج بيداره.اغلب بايد كله ي سحر صداش كنيم و بعد هم مرتب از سر صبحانه بلند شيم و بريم صداش كنيم وهي التماس كنان پتو روميكشه روي سرش و ميگه پنچ دقيقه ي ديگه. يا ميگه : تو برو من الان ميآم.
خب جونت بالا بياد بي بي خانم. بچه همينه ديگه. بايد حوصله داشته باشي. تو صبح كله ي سحر گشنه ته وحاضر نيستي چند بار از سر صبحونه بلند شي او مقصر نيست كه. ه.ع هم كه بيدار كردنش بيشتر شبيه نجوا و لالايي ميمونه. بدتر آدم خوابش ميبره! امروز صبح از كوره در رفتم و وقتي دخترك بيدار شد صبحونه رو جمع كرده بوديم و ه.ع و دختره رفته بودند. من هم خيلي هم باهاش بد رفتاري كردم و داد زدم. او هم عصباني شد و سرم داد زد و گفت اصلن لازم نيست بيدارم كني. مدرسه نرم بهتره از اين كه اينجوري برم! خلاصه در حد و قد خودش هر چي لايقم بود بارم كرد. حقمه. قربونش برم. نوش جونم. چشمم كور دندم نرم بايد پرحوصله تر باشم. اگه نيستم تقصير بچه چيه؟
توجه كنيد هيچ دليلي ؛ هيچ توجيهي براي داد زدن سر بچه محكمه پسند نيست. هيچي. شما حق نداريد سر بچه تون داد بزنيد. حق نداريد تهديديش كنيد كه فردا بيدارت نميكنم. حق نداريد. شنيديد؟
آره بابا. حالا چرا ميزني. شنيدم شنيدم. اي داد بيداد. باشه بابا غلط كردم. از اين ببعد ؛ وقتي حوصله ندارم ميرم سرم روميزنم به ديوار. خوبه؟
آره. حالا شد درست. محكم بزن . محكم. درست همون جوري كه زيدان رفت تو شكم طرف تو هم برو تو شكم ديوار! اي بابا تو طرفدار مني يا مسئول امور تربيتي؟
بي بي خانم همين شماها هستيد كه عقده ها ومشكلات و كمبود ها و دردسر ها ي خودتون رو وارد نسل بعد ميكنيد و اونا رو هم آلوده ميكنيد. يه نسل بايد اين وسط فدا شه و گذشت كنه و سرش رو بكوبه به ديوار يا خودش رو معالجه كنه ولي از شيوع اين بيماري هاي رواني به نسل هاي بعد جلوگيري كنه. فرزندان ما اگه در يك محيط آروم و بي دغدغه (تا جاي ممكن) رشد كنن باز احتمالش هست كه يه اميدي باشه. آره. احتمالش هست
مادري و پدري يه كار تمام وقته. حالا كه همكارت هم حضور نداره تو بايد بيشتر كار كني بي بي خانم
چي ؟ حقوق ومزايا؟ يادته اون روزي كه گفت: مامان ممنونم از اين كه بيشتر روزها كه تختم رو مرتب نميكنم تو برام مرتبش ميكني؟ يادته چه ذوقي كردي؟ چند تا تراولر بهت ميدادن به جاي اون حس خوب؟
اي خدا. چي ميشد من يك كمي پولدار تر بودم كه دغدغه ي آينده رونداشتم؟ هان؟ الان ته ته دلم داشتم فكر ميكردم گرفتن چند تا تراولر شايد حس بهتري بهم ميداد تا تشكري كه دخترك ازم كرد! خجالت داره؟ نه نداره. خجالت زماني داشت كه مياومدم دروغ ميگفتم كه حاضر نيستم اين حس رو با تمام ثروت هاي دنيا عوض كنم. شما تمام ثروت هاي دنيا رو به من بديد من از اين يك تشكر كه دخترك كرد حاضرم چشم پوشي كنم. ولي فقط همين يكي ها



