دختر از مدرسه ي دخترك رفت. نميدانم چه شد ولي ميدانم كه از مدرسه ي آن ها رفت. دخترك ميگويد دختر گفته در پرورشگاه زندگي ميكند و ديگر به مدرسه نخواهد رفت. كنجكاوي بيشتري نكردم و چيزي از دخترك نپرسيدم. هر چه دوست دارد خودش ميگويد. من هيچ پرسشي نميكنم و حساسيتي ننشان نميدهم. برايم راحت نيست ولي درست اين است. چندي قبل يك خبر در روزنامه ي ايران بود كه من تصور كردم مربوط به دختر باشد ولي با توجه به متن خبر به نظر ميرسد فرزندان زن مورد نظر از نظر سني بزرگتر از دختر باشند. اين لينك آن خبر است
مادرمان را اعدام نكنيد
شايد هم اشتباه روزنامه نگاري بوده كه دختران را در اين خبر جوان ذكر كرده نه خردسال. ولي آنچه روشن است اين است كه درست بعد از درج اين خبر بود كه دختر از مدرسه رفت! با شواهد امر و حرف هاي دخترك بسيار محتمل است كه اين همان مورد دختر باشد.
…
بگذريم. خاطر شما رو هم مكدر كردم. چند روزي خودم داغون بودم. هر قدمي كه براي بچه ها بر ميداشتم لبخند تلخ دختر در نظرم ميآمد. دست خودم نبود. ولي الان كمي آرومم . مرتب هولاكويي گوش ميدهم و كاري انجام ميدهم
خوشبختانه امسال بچه ها نياز دارند و دارم دوباره خودم رو ميندازم تو خط بافتني. خيلي آرامش ميده .
براتون چي بگم؟
چاپخونه اي كه دخترك توش درس ميخونه شروع به كار كرده. هر روز يه برگه ميدن و به بهانه اي پول ميخوان. بدون رسيد. بدون مدرك. بدون دليل. ميگن آموزش پرورش گفته از خونواده ها مخارج مدرسه رو بگيريد ولي مشخص نيست كدوم مخارج؟! لابد بعد كه مادرا به اداره شكايت ميكنن مدير ميگه شما چيكار به اونا داريد.خب اگه نميخواستيد يا نميتونستيد نميداديد! اين برنامه اي بود كه يكي از سال هاي قبل براي يكي از مادرها پيش اومد. حالا جالب اينجاست كه ايشون خيلي هم ثروتمند بود و در حالي كه ما از هزاران خرج ضروري گذشتيم و اول پول مدرسه رو پرداختيم ايشون رفته بود شمال خونه(ويلا) خريده بود و اينجا داشت سرمايه گذاري ميكرد و سفر خارج از كشورش رو رفته بود آخرسر هم مراجعه كرده بود منطقه كه مدرسه شهريه ميخواد!!! من كه ميگم ماها گوشامون درازه. شما ميگيد چرا ميگم؟ هميشه اونا كه كمتر دارن بيشتر ميپردازن. اين رسم زمونه است. تو مهموني ها هم اوني كه از طبقه ي پايين تره گرون ترين كادو رو ميبره كه به چشم حقارت بهش نگاه نكنن. اوني كه پولداره چهار تا شاخه گل كج و معوج ميگيره دستش و ميره تو!ا
من ميگم اينا بوي پول رو خرج ميكنن نه خودش رو. تازه وقتي هم كه ميخوان بهشون كادو بدن بهترين چيزا رو ميدن كه طرف به چشمش بياد. آخه احمق جان(ببخشيد با شما نبودم ها). تو بايد بهترين كادو رو به اوني بدي كه مستحقه نه به اين كه داره از حلقومش ميزنه بيرون. من خوشحالم كه هميشه اين مسئله رو رعايت كرده ام. يادمه يكي يه بار گفت برا فلاني اگه ميخواي كادو بخري (قرار بود توسط مسافر بدهم ببرند) من روببر همراهت. آخه ايشون هر كادويي رو نميپسنده و ميندازه دور! من هم گفتم خوب شد گفتي من برا چنين احمقي هيچي نخواهم خريد! مگه دور و بر خودم آدم قحطه بخرم بفرستم برا ايشون بعد هم نخواد و بندازه دور؟ و نخريدم. تمام
===
ببخشيد ميشه يكي بگه چرا اين روزها اين قدر خيانت زياد شده؟ چرا ما يه هو فراموش كرديم چي بوديم و چي ميخواستيم و هدفمون از زندگي چي بود و …؟ نه بابا. من و ه.ع كه بچه مثبت تر از اين حرفهاييم. ولي تو فكرمه اين پرسش. ديروز داشت تو اخبار تلويزيون ازدواج دانشجويي به صورت جمعي رو نشون ميداد. من به ه.ع بلند گفتم: اتفاقا فكر خيلي خوبيه. برگزاري ازدواج ساده به صورت جشن دسته جمعي براي دانشجويان. به شرطي كه همه شون رو عقيم كنند! دختره از تو اتاقش شنيد اومد گفت: چرا مامان؟ گفتم برا اين كه اينا صلاحيت ندارن مسئوليت بچه رو به عهده بگيرن. اين دوره زمونه اونا كه فارغ التحصيل شده اند و كار دارند و قدم هاشون رو روي زمين محكم بر ميدارند هم صلاحيت ندارن چه برسه به اينا كه دارن تازه درس ميخونن. ميخوان بچه رو بدن كي نگه داره؟ پدر و مادرشون؟! واويلا. واويلا. چي به روز نسل بعد ما داره ميآد. تو مهد هاي كودك. زير دست پرستارهاي خصوصي كه داروي خواب ميريزن تو شير بچه و معشوقه هاشون رو دعوت ميكنن پيششون؟ زير دست پدر بزرگ و مادر بزرگ هاي كم حوصله اي كه حوصله ي بچه ي خودشون رو هم نداشته اند. مبل و فرششون خراب ميشه؟ چي ميشه؟ به كجا ميريم؟ من كه هنوز هم نظرم اينه كه با هر كي خواستي ازدواج كن. هر …ي خواستي بخور. ولي به هيچ وجه تو اين شرايط بچه دار نشو. به هيچ وجه. ضمن اين كه اگه نيك بنگري هدف از تشكيل خانواده همون بچه دار شدنه. پس نتيجه ميگيريم كه اينا راست ميگن .ازدواج معني نداره. ميشه صيغه شد. پس بنا بر اين اينا دارن طبق آخرين نتايج علمي دنيا كه بي بي هم بهش رسيده عمل ميكنن. بعد باز ما ناشكري ميكنيم!!!!! خدايا شكرت كه چه بزرگتر هايي بالاي سرمون هست و قدر نميدونيم. اي جيگرشون رو



