نه. نمي شه براش دليل موجه آورد. درسته كه برا خيلي ها مهمه كه ديده بشن. درسته كه برا خيلي ها مهمه كه تائيد بشن. ولي اين فرق داره. در واقع من وضعم جوري بود كه اگه مسابقه تماشاگر نداشت ؛ قادر نبودم بازي كنم! البته من از اول اينجوري نبودم. يه مدتي اينجوري شدم. فكر كنم تاثير محيط يا شايد كمبود محبت يا تنهايي باعثش بود يا شايد هم كمبود اعتماد به نفس به خاطر مشكلاتي كه برام پيش اومد. نمي‌دونم فقط اين رو مي‌دونم كه به اين درد خودنمايي دچار شده بودم. كه تواگه كتابي مي‌خوني بايد بخوني كه بدوني نه اين كه بخوني كه بتوني بگي خوندم! اگه مسابقه مي‌دي بايد براي همون بازي باشه نه برا تماشاگراني كه ارزيابي مي‌كنن وبرات كف مي‌زنن. درسته كه اون مهمه ولي در مرحله ي آخره. اگه اينجوري بود كه تو مسابقاتي كه بازيكن هاي فوتبال مي‌رن كشورهاي ديگه يا تو ورزشگاه هاي خالي همه مثل بي بي مي‌رفتن يه گوشه چمباتمه مي‌زدند گوشه ي زمين و انگيزه اي برا دويدن نداشتند! خب ديگه. بي بي نمي‌توني هيچ جوري از اين محاكمه در بري. هر چي هم بيان و دلداريت بدهند وتائيدت كنن ؛ مي‌دوني كه اين دادگاه شوخي موخي نداره! مي‌دوني چرا؟ چون دادستانش خودتي! حريف خودت نمي‌توني بشي بي بي خانم!ا