كه چي؟ ما برامون چرا اين قدر “ديگران” مهم هستند؟ چرا اين قدر مهمه كه “بقيه” چي مي‌گن و چي قضاوت مي‌كنن؟
چرا ما با خودمون راحت نيستيم و مشكل داريم؟
چرا به قضاوت ديگران محتاجيم؟ آره محتاجيم

من فقط مي‌آم به وبلاگت كه بخونم و نظر بدم. آره. اين نظر دادنه كه مهم تر از خوندنه! دوست دارم نظر بدم. اگه دوست دارم بخونم چي نوشتي برا اينه كه نظر خودم رو در باره اش بگم! واويلا. ديگه برات بگم؟ دوست دارم در باره ي نوشته ام نظر بدي تا بدونم در باره ام چي فكر مي‌كني! خوشم مي‌آد تائيد بشم. آره. دوست دارم. خب چيه مگه؟ در ضمن دوست دارم نازم رو بخرند. چيه؟ عجيبه؟ از خود نمايي هم خوشم مي‌آد ولي بدبختي اينجاست كه به اين نتيجه رسيده ام كه اگه تو مجلسي براي خود نمايي حضور پيدا مي‌كنم مطمئن هستم بقيه ي كساني كه تو اون مجلس اومده اند نيومده اند من رو ببينند بلكه اومده اند خودشون رو نمايش بدهند. برا همين يه سري خود نما هستند كه براشون درست جلوه كردنه نه ديدن جلوه ي ديگران!

دوست دارم به جاي اين كه زنگ نزني ؛ زنگ بزني و گوشي رو بر ندارم. دوست دارم حالم رو بپرسي و محل نذارم
آره. همينه. مريضم! اين امراض رو مدتي است كشف كرده ام كه دارم
هي! مطمئن باش به زودي درمان مي‌شم. تشخيص بيماري نصف درمان است. آره قربونش
===
امروز دختره زودتر به مدرسه رفت و من و دخترك مانديم. امروز يه بار از سر خيابون برگشته ايم خونه چون دخترك يه وسيله جا گذاشته بوده و دوباره رفتيم مدرسه. بعد دوباره ظهر از مدرسه تماس گرفته كه يه وسيله ي ديگه رو هم جا گذاشته و خواهش كرده كه اگه برام مقددوره ببرم براش. با گوشي مامان يكي از بچه ها زنگ زده بود. مدرسه اين اجازه رو نمي‌ده كه از تلفن مدرسه استفاده كنند. من هم بر حسب تصادف امروز مامان خوبي شدم ووسيله رو براش بردم. بعد برگشتم خونه و عصر دوباره رفتم دنبالش. خب كه چي؟ رفتي كه رفتي. برگشتي كه برگشتي. نكنه مي‌خواي ملت بيان برات كف بزنن وهورا بكشن؟ اي بي بي نادان. خب مي‌خواستي به بچه برسي كه اين قدر حواس پرت نباشه كه همه چيزاشو جا بذاره. با اين مادري كردنت. اه اه. حالم به هم خورد ازت بي بي
===
آره. اين حرف ها دقيقا برا خود نماييه. به ملت چه كه من چيكار مي‌كنم ؟ به خودم چه كه بخوام دوباره بيام اينا رو بخونم. خاطرات نوشتن هم براي خودنماييه. آره. برا اين كه يه زماني بيايم و بگيم من آنم كه رستم يه زماني پهلوان بود!
===
راستي ساندويچ ميكره بوش رفته. خيلي هم خوبه. امروز عصر ساندويچ اسنفاج درست كردم. آخه اسنفاج هيچ جور ديگه تو خونه ي ما خورده نمي‌شه. الان هم دخترك نخورد. ولي من و دختره خورديم. خوشمزه كه نبود ولي خوب بود