يك: هر كسي اون كتاب ماركز رو خواست آدرس ايميل بده تا براش بفرستم
دو: تو جلسه ي مدرسه رئيس انجمن برگشته با وقاحت ميگه: آموزش پرورش به مدارس گفته : پول بگيريد ولي رسيد نديد! والدين هم عين … نشسته بودند بر و بر طرف رو نگاه ميكردند و تازه بعضي ها ميگفتند : براش حداقل يه سقفي بگذاريد و بگيد رقم چه قدر باشه كه كمك كنيم. جل الخالق. طرف داره ميگه شما رقم رو به مدرسه اهدا كنيد ما خودمون هر جوري ميخواهيم خرج ميكنيم. خرج هيئت و اعياد و كادو برا معلما و پرسنل مدرسه و جايزه برا بچه ها و اردو و … يعني تنها چيزي كه تو خرج ها نبود پلي كپي و دستگاه چاپ و درس و مشق و گچ و … بود همش قرتي بازي بود و اردو و جايزه و … جالب اينجاست كه مادرا عين گاو نشسته بودند بر و بر نگاه ميكردند(من كه خر بودم. يادت نره). موضوع پول دادن نيست. موضوع اينه كه ميگن بده ما نه رسيد ميديم نه ميگيم چيكارش ميكنيم! بعد هم برگه پخش كردند برا نظر خواهي آري يا خير وجالب اينجاست كه بعضي ها مردد بودند كه چي راي بدهند. اي خدا. هر چي سرمون مياد حقمونه. محمود جونم دمت گرم. ديروز پستچي اومد دم در كارت ملي آورد صبر نكرد انعام بگيره همين كه امضا كردم غيب شد. حالا اگه قديم بود طرف آگهي تبليغاتي هم كه با پست ميآورد زنگ ميزد بري دم در بعد ميگفت انعام! من باور ندارم آموزش پرورش گفته باشه پول بگيريد و رسيد ندهيد. اين يارو كه حرف ميزد خيلي خيلي خيلي زبون باز بود. يعني يه چيزي ميگم يه چيزي ميشنوي.حالا ديگه اون عضو سابق انجمن هر چي در باره ي اينا ميگفت باور دارم. بيخود نبود كناره گيري كرد. به جون خودم اگه يك قرون پول به اينا بدم اگه ندونم چه غلطي ميكنن
===
توضيح در باره عنوان پست
عنوان كاملا فرهنگيه
چاپخونه يعني مكاني كه انسان را در آن ميچاپند. اين مكان ممكنه مدرسه باش



