ديروز رفتم پيش همون آرايشگاهه موهام رو كوتاه كنم كه تعطيل بود. رفتيم گشتيم اون پايين مايين ها يه آرايشگاه ديگه پيدا كرديم موهام رو كوتاه كردم چهار هزارتومن. سالن بود. با تابلو و كليه ي امكانات. اون قدر قشنگ كوتاه كرده كه حد نداره. ميدونم اگه نزديك خونه ميرفتم حداقل سه برابرش رو بايد ميپرداختم و پول جا و دك و پز ميدادم و يه سري مشتري دماغ سربالا تحمل ميكردم. تو راه به ه.ع گفتم برم ببينم اينجا كجاست از رو نقشه بايد يه مسيري پيدا كنم كه بشه با اتوبوس و مترو اومد. ولي وقتي اومدم خونه و ديدم تو نقشه كجا ست منصرف شدم. بدون اتومبيل خيلي سخته رفتنش. ديروز برا اولين بار تو زندگي مشتركمون قابلمه رو رو گاز روشن جا گذاشته بودم و سوخته بود كه نه يعني جزغاله شده بود. قابلمه نگو بگو يه تيكه زغال! حيف قابلمه ي نازنينم. حالا خيسش كرده ام وبا هر روشي كه باشه بايد درست شه. ه.ع گفته نگران نباشم تميز ميشه. تموم خونه بوي دود ميداد. كاپشن ها . لباس ها. خلاصه شديم خونواده ي دودي. وقتي اومدم از پله ها دوان دوان بالا ديدم يه دود سياه و غليظ همه جا رو گرفته. خدا نصيب نكنه اينا كه خونه شون آتيش ميگيره خيلي وحشتناكه ها
خب تا اينجا شد سه تا. يكي جا گذاشتن كليد توي در. يكي ديگه ش چي بود؟ آها . گاز رو چك نكرده بودم و برگشتيم خونه كتري روشن مونده بود. اين يكي هم كه روشن گذاشتن گاز. حالا اين يكي رو ميدونستم روشن مونده. ولي به عقلم نرسيده بود كه زيرش رو كم نكرده ام! خدا به خير بگذرونه. حال خرابيم رو ميبيني؟ ديروز ظهر نشستم جلو ه.ع همينطوري هاي هاي گريه ميكردم. گفتم حالم بده. حالم خرابه خراب
ديروز بعد از ظهر براي اين كه از اين محيط رعب انگيز و دود اندود بريم بيرون رفتيم سينما. فيلم رفيق بد. سينما استفلال. با بازي حميد جبلي و ايرج تهماسب. در يك كلام: مزخرف بود. حالم خراب شد. من نميدونم هنوز اين ملت فرهنگ اين رو پيدا نكرده اند كه وقتي يه بيمار رواني ميبينند كه به ديوار زل زده آيا اين خنده داره؟ كجاش خنده داره؟ بگذريم كه بازي جبلي خيلي خوب بود ولي من تصورم اين بود كه تو اين صحنه همه نفس ها بايد از ناراحتي تو سينه حبس ميشد ولي متاسفانه همه ميخنديدند. قاه قاه ميخنديدند. جدي جدي كه تاسف آروه. بيماري رواني؛ فقر؛ پيري؛ ناداني ؛ لهجه و خيلي مسائل ديگه كه اصلا خنده دار نيست شده مايه ي خنده ي ملت. يادمه يه زماني اين تكه هاي كمدي كه ساخت كشور هاي ديگه بود نقد ميكرديم ميگفتيم نابينايان رو احترام نگذاشته اند و ازشون تيكه ي كمدي ساخته اند. حالا خودمون داريم ميريم پا ميذاريم جا پاشون. خلاصه اين كه خيلي چرت و بي معني و لوس بود تازه جالب اينجاست يه تيكه اش رو هم گويا زده بودند چون يه جمله تهماسب اين وسط ميگفت كه به هيج جاي فيلم نميشد وصلش كرد!!!ا
ديروز تو خيابون ولي عصر خودم رو خجالت دادم و يكي از اين روسري ليز هاي دو هزار تومني برا خودم خريدم. حالا نميدونم چه جوري بايد خودم رو راضي كنم كه اين فينگيلي رو سرم كنم. بابا اينا كه خيلي كوچيكه. نيست؟ حالا برا ليزيش تو اين فكر هستم كه پشت و رو سرش كنم مشكل حل ميشه. برا كوچيكيش بايد چيكار كرد؟ البته موهام كوتاهه و از جلو هم كه مي زنه بيرون روسري كوچيك و بزرگ نداره. ولي باز به نظرم يه جوريه. ميشم عين اين … دختر قرتي هاي روستايي!



