دلم خيلي گرفته. خيلي. اون قدر گرفته كه از قسمت نگرفته اش يه روزنه ي كوچيك مونده كه ميشه يه دنيا رو با همه زيبايي هاش توش جا داد. ميدوني؟ اين بستگي به وسعت دلت داره كه اگه همه ي غم هاي عالم رو بريزن توش باز هم جا برا خوشي توش بمونه يا نه؟!ا
===
چند روز قبل دختره نشست و هي حرف زد و كرم ريخت و سر به سر دخترك گذاشت. من هم نشسته بودم. يادم نيست چه كردم ولي يادمه برگشت گفت: مامان تو چه قدر مامان پر حوصله اي هستي!!!ا
بد جوري اين روزا داره من رو محك ميزنه. گويا اين مشاوره تو مدرسه كارخودش رو كرده. اين هم باورش نميشه وقتي تو كلاس ديده بچه ها چه قدر با مادرانشون بيگانه اند و چه قدر گله دارند و چه مشكلاتي تو رابطه با مادرانشون دارند. حالا انگار ما شديم يه شاگرد زرنگي كه خانم معلممون (يعني دختره) باورش نميشه نمره ي خوب آورديم. هي داره سعي ميكنه پيدا كنه من كجا تقلب ميكنم! يكي نيست بهش بگه : به خدا ؛ به پير به پيغمبر من اهل تقلب نيستم. من جدي جدي يه مامان فداكارم كه خيلي دوستت دارم. وقتي يكي درست راه ميره هم شك داريم. ميگيم اين حتما يه جاي كارش ميلنگه! تو شهري كه لنگان لنگان راه رفتن مد روزه. خدا به خير بگذرونه. جون من با بچه هاتون از بچگي رابطه ي دوستانه داشته باشيد نه رئيس و كارمندي. بعد نميشه درستش كرد ها. حالا ببين من كي گفتم!ا
===
سيدو من مطالبت رو خوندم ولي پيام نميذارم. ميدوني چرا؟ چون حالم خرابه. ميترسم سابقه اي كه تو وبلاگت دارم خراب نه ببخشيد خرابتر شه. ديگه اين كه ممنون از لطفت. اون راهنماييت رو هم به دختره ميگم. باز هم ممنون ميشم اگه چيزي در مورد رشته هاي اين دوره زمونه كسي چيزي ميدونست بگه
===
دخترك حالش خوبه ولي من همچنان نگرانم از اين كه اين آزمايش براي چي بوده و دكتر نگران چي بوده و چرا گفته سه روز مدرسه نره
ضمن اين كه دكترش يه دكتر الكي نيست. محشره. بنا بر اين نميتونم فكر كنم يه حرفي رو هوا زده باشه
===
خدا آخر عاقبت مون رو به خير كنه. خدا آخر و عاقبتمون رو به خير كنه. هر چي جيگره داره ميآد رو كار. ببينم اين همه جيگر برا سلامتي ضرر نداره؟ يعني ميشه هضمشون كرد؟!!!ا
===
هي! نياي غر بزني كه اوهوي بي بي چند بار آبديت ميكني؟
ميخوام روزي هزار بار آبديت كنم. به تو چه؟ پول تلفنش رو تو ميدي؟ تو تايپ ميكني؟ كارت تو مصرف ميشه؟ به تو چه؟ هان؟
خب بابا. بيا روت رو ببوسم. دلخور نشو. بيخيال بابا. بي بيه ديگه





