چه مردم خوب و مهربوني! چه آدم هاي مهربوني! چه همشهري هاي ماهي! كاش ماه رمضون همين طوري ادامه پيدا مي كرد. يعني اينا فقط از باطل شدن روزه شون ميترسن؟ ببخشيد بقيه ي وقتا …؟ اي بابا
==
وقتي تو شهري كه همه كس و كار دارند و همه فارسي حرف ميزنن تنهايي؛ خيلي سخته يه همزبون پيدا كني. چون هر كي به كار خودشه و به اندازه ي كافي فاميل و دوست و همكلاس و همكار و .. داره و …ولي اگه اونور كره ي زمين باشي و بدوني كه در چند كيلومتريت يه همزبون هست تحويلت ميگيره و او هم سعي داره با تو ارتباط داشته باشه و هواي هم رو بيشتر داريد. چون اين نياز دو طرفه است. درسته؟
ميدوني؟ خيلي سخته كه جايي كه كسي تنها نيست تو تنها باشي. اينه كه سخته. خود تنهايي سخت نيست. اينجا اگه بيمار هم بشي ميگن بگو همراهت بياد! وقتي ميگي ندارم اون پرستاره يه جوري نگاهت ميكنه كه از صد تا فحش بدتره.
شماره تلفن تماس ضروري رو كه به مدرسه ميدي اگه كسي غير از خودت وهمسرت توش نباشه انگار عجيب و غريبه و مرموز مينمايي! عجب دوره زمونه اي شده. يادمه اون موقع كه ما ميرفتيم مدرسه هر وقت آموزگار ميپرسيد چند تا خواهر و برادر داريد اغلب بچه ها دو سه چهار تا داشتند . ولي الان دخترك وقتي ميگه دوستش پنج تا خواهر داره من نزديك بود پس بيفتم! فكرش رو بكن شش تا دختر. اي جونمممممممممممممم. من اگه ثروتمند بودم حاضر بودم داشته باشم. اي جونم. فكرش رو بكن. چه كيفي ميكردم. اوخيش. مخصوصا وقتي با هم بگو مگوشون ميشد بايد خونه رو ترك ميكردم. وقتي هوس رقص ميكردند مامور مياومد دم در خونه به گمان اين كه مهموني يا پارتيه. اگه پولدار بودم مشكل حموم نداشتم چون خونه م چند تا حموم داشت. وگرنه كه بايد مثل حموم نمره اي ها نوبت ميگرفتم برا رفتم به حمام و توالت! جدي جدي خيلي سخته ها. حالا درس و مشق و اينا رو بيخيال. فكر كن بخواي لباس بخري براشون و هر كدوم يه سليقه اي داشته باشه. آدم برا هزار پا بخواد كفش بخره حداقل شماره پاهاش يكيه. فكر كن برا اينا ميخواستي كفش بخري. اوخ اوخ. چه كيفي داره ها



