من امروز داشتم فكرمي‌كردم كه چرا من مايكروفر ندارم؟ چرا سرخ كن ندارم؟ چرا ميز توالت ندارم و بدون آينه تبديل به دراور شده؟ چرا من تا حالا نرفته ام … و …

نه! اينا پرسش من نيست! پرسش من اينه كه : چرا من كمبود مايكروفر يا سرخ كن يا آينه ي ميز توالت رو حس نمي‌كنم؟ چرا يه ماهيتابه يا فر گاز يا آينه ي تو هال كارم رو راه مي‌ندازه؟ هان؟ چرا خودم كمك مي‌كنم خونه رو رنگ كنيم؟ چرا اين قدر پول به گلدون خريدن مي‌دم؟ چرا دلم نمي‌خواد يه بار هم كه شده برم … يا …؟ چرا اگه مسافرت نرفتيم عين خيالم نيست؟ چرا پارك رفتن با هم رو به مسافرت رفتن تكي ترجيح مي‌دم؟ چرا اين قدر مثبت انديشم؟ چرا برا تعليم و پرورش و آزادي بچه ها اين قدر هزينه مي‌كنم و مي‌خوام راحت باشن. چرا من از عيد تا حالا دارم يه مانتو مي‌پوشم و وقتي لازمه شب مي‌شورم وصبح اتوش مي‌كنم و مي‌پوشمش و دلم نمي‌خواد يه مانتوي نو بخرم؟ چرا وقتي پاي مد و دنباله روي پيش مي‌آد اين شعر مي‌آد تو ذهنم: خلق را تقليدشان بر باد داد…؟ چرا من مي‌رم يه ميل بافتني مي‌خرم دو هزار تومن كه شايد هرگز هم به كارم نياد؟ بعد بار بعد مي‌رم يه مدل ديگه ش رو هم مي‌خرم؟ چرا مي‌رم پول به كتاب مي‌دم؟ چرا اين قدر لوازم التحرير مي‌خرم برا بچه ها؟ چرا برام بعضي چيزا مهم نيست كه برا همه ي زنا مهمه؟ چرا؟ چرا برام مهم نيست تو مادرشوهرت چيكار كرد واون خواهر شوهرش چي براش سوغاتي آورد؟ چرا ديگه سال هاست فضول نيستم؟ چرا نمي‌رم از سيدو بپرسم كي چي گفته كه دلت رو به درد آورده؟ چرا اخلاقام داره اين قدر مردونه مي‌شه؟
چرا وقتي اخلاقم مسئوليت پذير مي‌شه مي‌گم اخلاقم مردونه شده؟ اهه. حالا مرداي اين دوره زمونه ديگه زياد هم اخلاقاشون مردونه نيست! مردي كه زير ابرو برداره ديگه مرد نيست كه! يه مردي هم كه اينجا سراغ داشتم كه رفته قاتي مرغا وچيزي نمونده علاوه بر قد قد كردن تخم هم بذاره! بابا ذليل بودن هم اندازه داره. چه طور اجازه مي‌دي تو وبلاگش اينجوري با آبروت بازي كنه؟ به ما چه كه تو چي براش آوردي؟ چي بهش گفتي؟ كي بوسيديش؟ كجا برديش غذا خورديد؟ هر چيزي يه حدي داره. از حد كه گذشت ديگه خوشآيند نيست. ديگه مي‌شه فيلم بازي كردن يا داستان نوشتن! اينا رو گفتم كه اگه آقايون وبلاگم رو مي‌خونن زياد خوش به حالشون نشه. خودمونيم اگه زن ها نبودند كه چرخ اقتصاد خوابيده بود. همه خريد هاي غير ضروري كار خانم هاست يا به خاطر خانم هاست! اگه بقيه زن ها مثل بي بي بودند كه همه كارخونه ها تعطيل مي‌شد. چيني ها كه بدبخت مي‌شدند. بريد خدا رو شكر كنيد كه مثل من نيستيد و نفعتون به بازار مصرف مي‌رسه. آره. بريد خدا رو شكر كنيد!