خوبم!

جيشش اومد!

ديروز برا دختره كيف و كلاسور و برا هر دوشون يه سري وسايل ديگه مثل دفتر و خودكار و اينا خريدم. واي كه چه قدر اين دفترهاي فانتزي خوشگلن بعضي هاشون. آدم هوس مشق نوشتن مي‌كنه

خب ديگه همينا كه دونسته باشيد

حالم خيلي بهتره. مثل اين كه من بدجوري يبوست احساسي گرفته ام و گاهي اوقات كه احساساتم رو خالي مي‌كنم حالم تا چند روزي خوبه ولي اون لحظه باور كنيد تا مدت ها دهنم بدمزه است و خودم هاج و واجم كه اينا كجاي ذهنم بود؟
و بعد هم تازه به خودم مي‌گم چه طور تونستي اينا رو بگي؟ و بعد ترش مي‌گم چرا تا حالا نگفتي؟ خلاصه حس غريبي است. نمي‌دونم چه جوري بيانش كنم.

مدت ها فاصله مون با دختره زياد شده بود. حس مي‌كنم داره يه صميميت مجدد بينمون برقرار مي‌شه. يه سري از پيشگويي هام درست در اومده و اعتمادش به من بيشتر شده.

هي! راستي شنيديد مي گن آمريكا دوباره تصميم گرفته به ايران حمله كنه؟ شده جريان چوپان دروغگو! باور كنيد ديگه اگه خودمون هم ببينيم اومده اند مي‌گيم : بابا بيخيال اينا از اين حرف ها زياد مي‌زنن. آخرش سازش مي‌كنن!
اينا با اين كاراشون آخرش همه مون رو دوگانه سوز مي‌كنند. شنيديد كه مي‌گن اگه هم دلت سوخت هم ك…نت مي‌شي دوگانه سوز . غصه نخور!ا
دختره عاشق بوشه و من از بوش بيزارم. هر وقت اين نكبت مي‌آد تو تلويزيون ؛ دختره مي‌آد جلو تلويزيون و مي‌گه: آخيش. ناااااااااااااااااااااازي
البته اين به جيگر گفتن من در! خودش مي‌گه مامان من سليقه ام از تو كه بهتره! ولي من كه قبول ندارم. بوش قيافه ش عين بوقلمونه. خيلي چونه بزني عين مرغه. با اون چشمان ريزش. ولي جيگر… خيلي جيگره. مگه نه؟چشمك