ميدوني؟ خيلي سخته وقتي ميبيني دخترا يه كار خطا رو همراه دوستانشون انجام داده اند و دارن با آب و تاب تعريف ميكنن سكوت كني و نزني تو ذوقشون تا بار بعد هم حرفاشون رو برات بگن. ميدوني؟ آدم با بچه ش دوست باشه خيلي سخته. خيلي. گاهي دلت ميخواست بهش بگي: بي شعور! نميگيد مردم بعد از ظهر خوابن؟ نميگين مريض دارن؟ يعني چي كه زنگ زديم و رد شديم؟ البته اين مربوط به خيلي وقت قبله.اون روز سكوت كردم و قورت دادم اون بي شعوري رو كه نگفتم و تو گلوم موند. خدا پدر و مادر مديرشون رو بيامرزه. چند روز بعد رفته سر صف و سر همه داد زده كه همسايه ها شاكي هستند كه شما ها ميريد زنگشون رو ميزنيد و … ولي ميدوني پاداش سكوت اون سال همينه كه الان با من دوسته . ميآد نظرم رو ميپرسه. برا حرفام تا حدي ارزش قائله. امروز به من ميگه: “به نظرت من با ميم بيام خونه؟ مسيرمون يكيه.”
من ميم رو ميشناسم. تو دبستان همكلاس بودند. ميگم:” به نظر من كه نيا. ولي باز خود داني. فكرش رو بكن ببين كدوم بهتره.”
ميگه: ” نه. نميآم. ميخواستم مطمئن شم!”
دوست شدن با بچه ها سخت نيست. اين دوست موندن با بچه هاست كه سخته. باور كن



