.
.
.
هر لحظه ای که اومدی بنالی و اون چیزایی که نداری اومد تو ذهنت…
.
.
.
هر لحظه ای که حس کردی نداشته هات بیشتر از داشته هاته…
.
.
.
بشین منصفانه ببین آیا حاضری همه ی داشته هات رو بدی و به ازای اون همه ی نداشته هات رو بگیری؟
.
.
.
تو فقط فکر کن قرار باشه دیگه “خودت” نباشی ولی همه چی داشته باشی
.
.
.
خب. من دارم می رم مدتی با داشته هام سر خودم رو گول بمالم! شاید بتونم این وسط قید کار کردن با این کامپیوتر خراب رو هم بزنم و به جاش بشینم بافتنی ببافم یا جدول اعداد حل کنم! حس می کنم کار کردن با ماوس داره بد جوری به دستم صدمه می زنه. ضمن این که یه جورایی اون ته دلم از این دنیای مجازی دلخورم.
.
.
.
اگه خدا خواست بر می گردم
=======
می دونی الان که دوباره متن رو خوندم دیدم خیلی بد نوشتم اونجا رو که گفتم:
من دارم می رم مدتی با داشته هام سر خودم رو گول بمالم!
.
.
.
می دونی؟ من داشته هام اون قدر ارزشمندند و زیاد که می تونم خودم رو وسطشون غرق کنم. لازم نیست گولی بمالم. فقط کافیه دختره و دخترک بگن : مامممممممان؟!من همونجا غش کردم پس افتادم از خوشی
.
.
.
خب دیگه جدی جدی رفتم
.
.
.
می گما دلت برام تنگ نشه یه وقت؟… هر وقت تنگ شد یه لیوان آب بنوش برا سلامتیت خوبه. ما هم شاید تو این ماه اگه خدا بخواد کامپیوتر رو درست کردیم. البته بعید می دونم بتونیم
.
.
.
مسافرت هم هر کی رفت جای ما رو خالی کنه بگه جای بی بی سبزه. ما که ته چاهی به نام تهران گیر افتادیم و می ترسم اگه فریاد بزنیم :کمک! ؛ رو سرمون پول خرده بریزن این روشنفکران بزرگوار! بنزینامون هم همه ش مونده. چون مصرف نمی کنیم! خب دیگه اینم یه مدلشه!ا



