سرزمین عجایب! جایی که اون قدر عجیبه که پول بی زبون رو با سه سوت می ریزی تو کارت الکترونیکی و وارد می شی و بعد با یک یا دو یا سه سوت پول رو به خورد انواع و اقسام دستگاه ها و بازی های اونجا می دی؛ اولش می گی این طور پول خرج کردن احمقانه است ولی بعد که موجودی کارتت تموم شد مثل این احمق ها ی معتاد ؛ ته کیفت دنبال پول می گردی و میری دوباره کارت رو شارژ می کنی. تو دلت می گی بی بی احمقی! این یه نوع قمار خونه ست . تو که می گفتی اگه انقلاب نشده بود قمار باز می شدی. خوب خودت رو شناختی. دستگاههایی که تیکت جایزه می دن تو رو هم بیشتر به وجد می اره. می شد با این هزینه کامپیوتر رو تعمیر کرد.می شد یه مانتو خرید. یه نگاه ه ریختت بکن! نه بی بی. دیگه آلوده شدی. لبخند رضایت دخترا و هیجان کار خودش رو همون بار اول کرد. بولینگ رو بگو!عجیبه! بیخود نیست اسمش سرزمین عجایبه! امروز بچه ها پیشنهاد کردند امسال که مسافرت نمی ریم. به جاش بریم اونجا.هم راهش نزدیکه. هم بیشتر خوش می گذره. تو هم از این پیشنهاد بدت نیومده! پول هم نداشتید برو یه سکه بفروش! بی بی خر شدی حسابی؟
نه! چه خر شدنی؟ خب دوس دارم!ا
======
خونه رو به تدریج خودمون رنگ می زنیم. امسال نوبت اتاق دختراست. دارم در رنگ می کنم. نمی دونم چرا دیگه خوب رنگ نمی زنم. هر بار می گم دیگه تموم شد ولی باز می بینم یه دست دیگه لازم داره. خونه شده عین بازار شام. بوی تینر خسته م کرده. خیلی داره طول می کشه. ه.ع هم که دیر وقت می اد و وقتی می اد بچه ها دوست دارن برن بیرون. شماهم باشید ترجیح می دید با سه تا مادموازل برید سینما تا این که بمونید خونه رنگ بزنید! بدبختی اینجاست که یکی از اون مادمازل ها که اسمش بی بی ه فردا صبحش باید رنگ رو ادامه بده !ا
تو این وضعیت وبلاگ نویسی و فکر به سرزمین عجایب هنره ها!ا



