اون یکی جوجه قمری هم دیشب مرد
============
دیشب نشستم و ژاکت دخترک رو تمومش کردم. خوب شده. وقتی بافتنش رو شروع کردم گفت جیب یه وری می خواد. بهش گفتم من جیب بلد نیستم ببافم خیلی ساده گفت: بباف! یاد می گیری
حرفش خیلی تاثیر گذار بود. بی چون و چرا پذیرفتم
نخ ضخیم بود و بافتش بسیار لذت بخش
نخش اضافه اومده قراره کلاه و شال هم ببافم