تلاش می کنم رو برگه های زندگی گل بکشم

تو می دونی چند برگ مونده؟
هیچکی نمی دونه.
همیشه امیدوار باش که برگه هاش زیاده و قصه ت نصفه نیمه نمی مونه
ولی جوری بنویس که اگه آخرین برگ بود زیاد هم بی سر و ته نشه

======
امروز حال داشتم و دیدم تو بی کیبوردی بهترین کاری که می شه کرد تغییر قالبه. قالب خوبیه ولی دوستش ندارم. ساده دوست دارم. اگه پی اچ پی بلد بودم دستم باز بود. لینک ها رو هم نیاود
======
هی. ببینم تو ناراحتی؟ چرا؟
======
دوستان من وجداناً می گم قید خودروی گاز سوز رو بزنید.پول وجونتون رو به خطر نندازید. این از اون چاه هاییه که توش آب نداره ولی نون داره
======
تو چرا یه بار نذر نمیکنی که برا ادا کردنش میوه یا یه جعبه شیرینی ببری برا رفتگر ها؛ کارگرهای ساخمونی؛ آتش نشان ها یا هر گروه از کسان دیگه ای که شب از خونواده دور هستند و دور همند؟
می دونی چه قدر بهشون دور هم مزه می ده؟
این یه قدرشناسیه.آیا تو قدرشونو میدونی؟