به قول خیام عزیزم
کار من و تو چنان که رأی من وتوست
چون موم به دست خویش هم نتوان کرد
میدونی؟ یه وقت هایی فکر میکنم درسته که شرایطی که توش گیر افتادیم میراث بازی اشتباه بزرگترهامون؛ یا بازیکن های قبلی بوده؛ ولی خدا وکیلی اگه همین الان چند تا پیاده مون میرسید اون آخر و تبدیل به وزیر می شد؛ آیا بلد بودیم بازی رو ببریم؟ هدف ما رسوندن پیاده به اون آخره؟ یا هدف مات کردن حریفه؟ یا هدف اینه که با یک بازی قدرتمند ما برنده باشیم؟
آیا ما واقعاً بازیکن های قدرتمندی هستم یا فقط نشسته ایم و منتظر اشتباه بازی کردن حریفیم؟
تازه این در صورتی است که زندگی رو در بهترین حالت شطرنج فرض کنیم؛ ولی همه میدونیم زندگی تخته نرده(آسمان تخته و انجم بودش مهره ی نرد…)ا
در این حالته که خیلی هامون دیگه دنبال مهره ی پیاده جلو بردن هم نیستیم؛ فقط نشسته ایم نذر و نیاز میکنیم که تاسمون جفت شش بیاره
خلاصه اش این که وقتی زورت به بقیه نمی رسه به خودت که می رسه؛ یعنی از ان پیاده فکستنی های شطرج کمتری؟ بی بی جان! تاکسی گرونه؟ پیاده برو! کیبرد خرابه؟کم حرف بزن! با مجازیش بساز
اگه بدونید چه آرامش قبل از توفانی وجودم رو گرفته… به عظمت آب آبی یک اقیانوس زیبا؛ قابل تأمل و خوفناکه وجودم. آن آرامش؟ انتظار بیرون اومدن یک هیولا از زیر اقانوس را در نظاره گر القا می کنه. بیخیال ! آرامش رو بچسب!ا
تو تلویزیون ؛ ببخشید ؛ تو سیما با یکی مصاحبه کردند در مورد خسارت هایی که ملت سر جریان بنزین به اماکن و اموال عمومی زده اند؛
طرف گفت: ملت اشتباه می کنند؛ این اموال فردا مال خودشون میشه!ا
فکر کنم اونی که این گزارش رو پخش کرد یه خرده از آی کیو بی بهره بوده شاید هم شیطنت کرده
راستی من تازه تام کروز رو دیده ام ها.دختره نشونم داد. تا حالا فقط شنیده بودم خوشگله ولی چون تلویزیون خودمون به اندازه ی کافی خوش تیپ و جذاب! نشون می ده من از بیگانگان بی نیازم. ای جیگرشون رو برم که ببین خودکفایی رو تا کجا پیش برده اند! حتی از دیدن تام کروز هم بی نیاز شدیم.ا
بعد تو هی بگو بی بی ی ی ی ی ی ی ی؟!ا
من هم میگم: جوووووووووووونم؟ا



