دیگه عادت کردیم. شما که عادت نداشتید براتون سخته. ما خیلی وقته عادت کردیم
می دونی؟ تازگی ها خیلی بدجنس شد ام؛ دلم خنک می شه که نمی تونی هر هفته بری شمال! دیگه به این فکر نمی کنم که حقوق ه.ع رو می دن یا نه! به این فکر میکنم که کاش حقوق بقیه ملت رو هم ندن! آره بدجوری قاتی کرده ام. دوباره دارم رب گوجه میپزم. شوید خشک میکنم ومربای آلبالو درست می کنم. کیبورد هم خرابه و با این کیبورد مجازی میسازم.. باید جلو مخارج رو گرفت چاره ای نیست. دیگه هدفم سالم زندگی کردن نیست؛ برا صرفه جوییه که ان کارها رو می کنم. امروز رفتم تو یه مرکز خرید.اولین بار بود که دیدم فروگاه های پخش که همه شون قدیما تابلو داشتند تک فروشی نداریم درشت نوشته بودند تک فروشی داریم! یادم اومد زمانی که از یکی از همینا میخواستم تی شرت برا دختک بخرم با چه غروری می گفتند کمتر از یه جین نمیدیم. امروز همه تی شرت ها رو ریخت رو پیشخوان که دخترک انتخاب کنه. تی شرت برا این جوجه بخری پنج هزار تومن. خوبه که من سال تا سال دیگه ویترین گردی هم نمیرم و خبر ندارم چه خبره.خریدم براش. خیلی خوشگل بود. درعین حال که تو دلم به این مغازه دارها می گم حقتونه ولی باز دلم می سوزه براشون. خرم دیگه. یه لباس برا تو خونه هم پشت وترین دیدم به دختره گفتم : چه جالب. این لباس خونه ها دوباره مد شده؟ قدیما یه فروشگاه به نام ایران گارمنت از اینا داشت. دختره یواشکی گفت: مامان خرابکاری نکن اینا همین مانتوهای مدل جدیده!ا بابا اینا که خیلی زشتن. گل منگولی زشت.اه اه.ا



