بی بی خانم! نگه داشتن ” گذشته” در ذهن حربه ای است برای تنبلی و سلب مسئولیت تو. این حربه رو بذار کنار. اگه راست می گی این حربه رو رها کن و مسئولیت کارها و زندگیت رو از این لحظه خودت به دست بگیر. آره. خوب داری پیش می ری به شرط این که این حربه رو کنار بذاری. ازش درس بگیر ولی به عنوان حربه به کارش نبر. پشت یه سپر مسخره قایم شده ای و هر چی می شه می گی ریشه در زمان کودکی داره. خب دیگه بابا فهمیدیم ریشه اش کجاست. دیگه فهمیدی دردت چیه. لازم نیست برگه ی آزمایش رو قاب کنی بزنی به دیوار و هر روز بهش نگاه کنی! بهتره رو یه سری برگه درست مثل اینا که رژیم غذایی می گیرن بنویسی چیا برات بده چیا برات خوبه و انجامشون بدی. آره رفیق. تو بهترین دوست خودتی. فقط و فقط خودت می تونی به خودت کمک کنی
مهم ترین کاری که باید بکنی اینه که به پرکردن تفنگت ادامه بدی. همین
============
با دختره درگیریم. امروز مثل سگ بهش پارس کردم. از خودم بدم می اد. رفتارم درست مثل سگ بود. آره. یه سگ وفادار که دیده داره به دخترکش ظلم می شه. یه سگی که دیده ” دختره” اش داره ظلم می کنه و تاب تحمل مورد ظلم واقع شدن این عزیز و ظالم بودن آن عزیز رو نیاورد و از کوره در رفت. اه. خشم. عصبانیت. خشم بد نیست ولی عصبانیت به هیچ وجه قابل دفاع نیست. اگه زمانی خشمت به عصبانیت بدون کنترل تبدیل شد باید مثل من احساس سگ بودن بکنی و مثل سگ پشیمون بشی. من هم مثل سگ پشیمونم و منتظرم ببینم فردا چه روزی خواهد بود
============
من اعتراف می کنم که از زلزله ای که رخ داد خیلی ترسیدم. هنوز اون لرزش رو زیر پام حس می کنم. اعتراف می کنم که با تمام نیرو فریاد کشیدم و ه.ع و بچه ها رو صدا کردم توی حیاط. دست خودم نبود. نه. یک لحظه بی خود شدم و بدون به یاد آوردن موضوع آب خوردن و چراغ قوه و ساک فرار(که دیگه نداریم) و … عین دیوانه ها فقط داد زدم.چم شده؟ قدیما خیلی قوی و درست برخورد می کردم با حوادث. هنوز تو دلم داره می لرزه. اعتراف می کنم برخوردم بسیار ناشیانه و احمقانه بود. اعتراف می کنم یادم رفته بود زلزله هم هست. اعتراف می کنم وقتی قهمیدم حوالی قم بوده زیاد هم ناراحت نشدم. اعتراف می کن الان هم شرمنده نیستم از این که ناراحت نشدم
============
من تا اطلاع ثانوی از پیام گذاشتن در وبلاگ هاتون معذورم. حدسم اینه که لاک شدن کی بورد به برنامه های پیامگیر ربط داره. دارم آزمایش می کنم. سید جان. وقتی لاک می شه هیچی نمی زنه. اون بار استثنا بود که یه حرف لاک شده بود. الان دیگه ژاپنی هم نمی زنه. فقط می تونم با ماوس براتون اسمایلی بذارم. فقط ماوس دارم وقتی کیبورد لاک می شه. اگه اسمایلی های عجیب و غریب دیدید بدونید علتش چیه
این لینک که تو مطلب قبلی گذاشته ام لینک بود نه نوشته ی خودم. بابا شما که باهوش بودید. اسم مطلبش رو عین مطلب گذاشتم چون نمی تونستم و کی بوردم لاک بود و فقط ماوس داشتم و به همین دلیل توضیحی هم ندادم. آی کیو! اگه نخوندی برو بخون از دستت نره. خیلی قشنگ نوشته. از این ببعد هر لینکی می ذارم برید بی توضیح مثل بچه های خوب بخونید و بدونید من کی بوردم لاک شده بوده. آره قربونش!ا
رضا جان ممنونم از توضیحت
شرمنده ی عزیز؛ جدی جدی من را شرمنده کردی که لطف کردی و برایم پیام گذاشتی. مطمئن هستم که نامت را ننوشته ای که بیشتر شرمنده نشوم. ممنون از لطف شما ولی نمی دونی این روزها چه قدر نیازمند ضربه خوردن؛ شکستن؛ شرمنده شدن؛ دعوا شدن؛ و حتی ظلم دیدن هستم. دارم آدم می شم کم کم