چند روزه هی چیز می افته می شکنه. نمی دونم کی داره حرفمون رو می زنه؟! خیره. به قول قدیمیا هر چی هست از سر اینا در می ره. ولی شیشه جارو کردن مصیبته اونم تو خونه ی شلخته بازار ما . سه روزه این برنامه ی بشکن بشکن رو داریم. امروز شیشه ی شوید خشک دست دختره خورد و افتاد و شکست. من بیشتر دلم برا شویدهاش سوخت. می گفت مامان جمع می کنم برات می شورم. گفتم ببین از بس تو خونه کار نمی کنی عقلت هم این موارد کار نمی کنه آخه مگه می شه شوید خشک رو شست؟ مگه می شه با خرده شیشه شوخی کرد؟ از همه بدتر حالا فردا مجبورم آشپزخونه رو آب بریزم بشورم که خیالم راحت شه. اصلا حوصله ندارم

کارتون عصر حجر! آخیش. یادش به خیر. امروز بعد از چند سال من فرد رو دیدم؟ خدا می دونه. خدا پدر این ایرانی های قفل شکن رو بیامرزه. ریسیور رو دوباره آبگرید کردم کانال کارتونش باز شده. حالا تا چند وقت کار کنه خدا می دونه چون الان دائم کد ها رو عوض می کنن. ولی کارتون هم عصر حجر و ملوان زبل و پلنگ صورتی. دخترک سپانج باب رو خیلی دوست داره

مسئولین عزیز! خجالت بکشید(محمود جون شما رو نگفتم ها). تو مملکتی که بشه به سادگی کثافت ترین فیلم ها رو کنار خیابون پیدا کرد و نشه یه سی دی کارتون عصر حجر گیر آورد جدی جدی مسئولین باید برن بشینن گریه کنن. حالا این کارتون ها چه ایرادی داره اگه نشون بدید من مجبور نشم برم با این بدبختی کد بشکنم؟ تازه یه وقت دارم کانال ها رو حذف می کنم چشمم بیفته به صحنه های ناجور! گناهم گردن مسئولین صدا و سیماست ها. خدایا از الان گفتم بدونی.
کاش می شد تا کدش بازه چند تا فیلم براشون ضبط کنم. یعنی برا همه مون. ما که بیشتر کارتون دوست داریم! ولی کو فرصت؟ راستی آیا می شه ریسیور رو به کامپیوتر متصل کرد و فیلم ها رو سیو کرد؟

امروز رفتم دیدم یه کیسه ی بزرگ گوجه فرنگی هایی که یک مقداری لک داشت و در شرف خراب شدن بود؛ ارزون می ده. طمع کردم خریدم که یک کمی رب گوچه درست کنم. دختره می گه حوصله داری مامان؟ گفتم به جبران اون مقدار آلبالویی که سر مربا درست کردن امروز سوزوندم!ا حیف شد. کاش دیروز همینطوری خورده بودیمشون. ه.ع گفت کمیش رو مربا کن. تقصیر اون بود. آره . تقصیر او بود. ما زن ها همیشه بی تقصیریم! و در ضمن خیلی بی انصاف هم هستیم! ه.ع جونم خیلی عذاب وجدان گرفتم امروز مربا رو سوزوندم! خیلیییییییییییی. حالا ملت می گن چه قدر بوده. نه بابا این خبرا نیست. حدود نیم کیلو آلبالو بود. مهم مقدارش نیست. زهر هم یه ذره است. آدم می خوره می میره! اندازه و مقدار چه اهمیت داره؟ مهم بی دقتی منه! بی بی چت شده؟ بی بی حواست کجاست؟ بابا من به چه زبونی بگم؟ حالم خرابه. اون بی بی قبلی نیستم دیگه. دارم با کمک دکتر هولاکویی می فهمم دردام در کجا ریشه داره. ریشه رو که کامل پیدا کنم شاید بتونم درستش کنم. هنوز در حال بررسی وضع موجود هستم. آخ آخ. کیا مهندس سیستم هستند؟ امان از این بررسی وضع موجود…ا
فردا احتمالن تو خونه مون مراسم رب گوجه سوزون داریم! شاید هم شیشه ی رب بشکنون!ا

=========
رضا جان سلام. من این وبلاگ رو برای دل خودم می نویسم . به هیچ وجه خودم رو در مقامی نمی بینم که به خودم اجازه بدهم که برای دیگران مطلب بنویسم. بنا بر این توضیح بیشتری هم در مورد مطالبی که به نظر مبهم می اد نخواهم داد. که اگر می خواستم از اول واضح تر می نوشتم. اگر هم در ظاهر نوشته هام مخاطب داره برای این که دوست دارم حس کنم دارم برا یکی درد دل می کنم. بنا بر این به هیچ وجه قصد ندارم برای نوشته هایم توضیح بدهم. اگر گاهی مطلبی را متوجه نشدی بدون که بی معنی بوده. فکر می کنم شما من رو فیلسوف فرض کرده ای. در حالی که من خیلی شوت تر از این حرفام. اگر شما و سایر دوستان نوشته های من رو تحمل می کنید و می خونید نظر لطف شماست . من هدفم از نوشتن وبلاگ تخلیه ی ذهن و خودشناسی است. همین. حالا اگه این وسط ها یک مطالب دیگری هم می پرانم شما به بزرگواری خودتون ببخشید و جدی نگیرید. من صلاحیت ندارم که بخوام به کسی راه نشون بدم یا نصیحت کنم یا … من فقط نظرم رو گاهی می گم. همین. ببخش که اینجا جواب دادم. ترسیدم بیام تو نظر خواهیت کی بوردم لاک شه تازگی وقتی می رم نظر بدم تو وبلاگ های فارسی کی بوردم لاک می شه. کسی می دونه چرا؟ دلیل لاک شدن کی بورد چی می تونه باشه؟